امروز شنبه 25 آبان 1398
lawman.cloob24.com
    0

    صورت‌جلسه داوری در طلاق توافقی

    یکی از مهم‌ترین مراحلی که زوجین پس از تصمیم به طلاق توافقی می‌باید در خصوص آن به تصمیم‌گیری مشترک برسند تنظیم صورت‌جلسه داوری می‌باشد. در این صورت‌جلسه که باید به امضای زوجین برسد در خصوص مسائل ذیل باید تصمیم گیری شود.

    مهریه: توافق در خصوص مهریه از مهم‌ترین بخش‌های این صورت‌جلسه می‌باشد چرا که اصولا حقوق مالی طرفین از مهم‌ترین موضوعات قابل بحث است بنا بر توافق طرفین ممکن است بخشی از مهریه در تبادل طلاق بذل (بخشیده) شود و باقی آن پرداخت شود یا کل مهریه در قبال طلاق بخشیده شود و یا حتی کل مهریه دریافت گردد. بعنوان مثال در یکی از پرونده‌های مربوطه کل مهریه زوجه 220 عدد سکه بهار آزادی بود که توافق گردید تعداد 120 عدد سکه از طرف زوجه به زوج بذل گردد و باقی مانده پس از اجرای صیغه طلاق به زوجه پرداخت گردد. در مورد دیگری که کل مهریه زوجه 300 سکه بهار آزادی و یک حج عمره بود، توافق حاصل شد که زوجه تعداد 250 عدد سکه و حج خود را به زوج در قبال طلاق توافقی خلع بذل نماید و الباقی مهریه که 50 عدد سکه تمام بهار آزادی بود، پس از اجرای صیغه طلاق ماهیانه دو عدد سکه پرداخت نماید.

    حضانت فرزندان مشترک: این موضع نیز از پراهمیت‌ترین موضوعات در صورت‌جلسه طلاق توافقی می‌باشد. چرا که چه چیز مهتر از سرنوشت کودکان حاصل از یک ازدواج، که ممکن است پس از جدایی زوجین به مخاطره بیفتد.

    ماده 1169 قانون مدنی حضانت فرزندان چه پسر و چه دختر تا 7 سالگی به عهده مادر گذاشته شده است و پس از آن طبق قانون حضانت فرزند تا سن بلوغ یعنی دختر 9 سال تمام و پسر 15 سال تمام با پدر است، که البته با توافق زوجین این موضوع می‌تواند تغییر پیدا کند.
    فرزندان پس از سن بلوغ از حضانت خارج می شوند و این خودشان هستند که تصمیم می‌گیرند که با چه کسی زندگی نمایند. بنابراین اگر زوجین دارای فرزند یا فرزندان مشترکی هستند که از حضانت خارج شده‌اند، یعنی بالاتر از سن بلوغ هستند، دیگر نیازی نیست که در این خصوص توافقی داشته باشند، اما چنانچه سن فرزندان کمتر از سن بلوغ باشد این زوجین هستند که می‌باید انتخاب و توافق نمایند که فرزندان تحت حضانت چه کسی باشند.
    برای مثال در پرونده‌ای زوجین تصمیم گرفتند که تا سن بلوغ فرزند مشترک طبق قانون تا 7 سالگی نزد مادر و پس از آن با پدر زندگی کنند.

    بنا بر ماده 1199 قانون مدنی نفقه فرزند به عهده پدر می‌باشد و بعد از فوت پدر یا عدم توانایی مالی او بر عهده جد پدری و اگر جد پدری توانایی مالی نداشته باشند در صورت حیات و توانایی مالی مادر، نفقه فرزند به عهده مادر است. بنابراین قانون در وهله اول پدر را مسئول پرداخت نفقه فرزند می‌داند، الویت طبق قانون و فارغ از بحث حضانت پرداخت نفقه فرزند پس از جدایی بر عهده زوج بوده که می‌توان در صورتی که حضانت فرزند با مادر باشد، نسبت به مقدار نفقه پرداختی نیز توافق حاصل گردد.

    اما آنچه مسلم است مقدار نفقه پرداختی می‌باید به اندازه نیاز فرزند که قانون در ماده 1204 بدان اشاره کرده است که شامل: مسکن، غذا، البسه، اثاث و...

    جهیزیه: در هنگام جدایی می‌باید نسبت به کلیه حقوق و دارایی‌های توافق حاصل شود. یکی از آن موارد لوازم و وسایلی است که زوجه در هنگام ازدواج بعنوان جهیزیه به خانه زوج می‌آورد و نسبت به آنها مالکیت دارد، لذا پس از تصمیم جدایی می‌باید مشخص شود که جهیزیه در اختیار چه کسی خواهد بود که معمولا در صورت‌جلسه تنظیمی یا جهیزیه در در اختیار زوجه است و یا مقرر ‌گردد. پس از اجرای صیغه طلاق جهیزیه به زوجه مسترد می گردد.

    هدایا و سایر حقوق مالی: در زمان جدایی در صورتی که هریک از طرفین در دوران زوجیت هدایایی برای دیگری خریداری کره و یا حقوق مالی به ذمه خویش دارد می باید نسبت به آن استرداد، بذل یا پرداخت آنها تعیین و تکلیف نماید تا پس از جاری شدن صیغه طلاق ادعایی باقی نماند.

    تنظیم صورت‌جلسه توافقات زوجین در خصوص مطالب فوق اولین و مهمترین قدم در راستای صدور گواهی عدم امکان سازش در طلاق توافقی است.

    0

    چون حجر سفیه محدود به امور مالی است و طلاق را نمی توان از این امور محسوب داشت طلاق سفیه بی اشکال است و او می تواند با رعایت مقررات و تشریفات قانونی زنش را طلاق دهد.

    ق.م در بیان شرایط طلاق دهنده رشد را ذکر نکرده و فقط گفته است که طلاق دهنده باید بالغ عاقل قاصد و مختار باشد ماده 1136 ق.م در فقه امامیه هم که منبع ق.م است رشد از شروط طلاق دهنده به شمار نیامده و طلاق سفیه معتبر شناخته شده است.

    0

    مادر یا هر شخصی که حضانت طفل یا نگهداری شخص محجور را بنا بر ضرورت برعهده دارد، حق اقامه دعوی برای مطالبه نفقه طفل یا فرد محجور را نیز دارد. در این صورت، دادگاه باید در ابتدا ادعای ضرورت را بررسی کند.

    0

    حق حضانتی که بر عهده والدین بوده، ممکن است در شرایط خاصی به تقاضای نزدیکان و خویشان طفل یا قیم او، از والدین سلب شود.

    در این زمینه قانون مقرر داشته است: هر گاه در اثر عدم مواظبت یا انحطاط اخلاقی پدر و مادری که طفل تحت حضانت او است، صحت جسمی یا تربیت اخلاقی طفل در معرض خطر باشد، دادگاه می‌تواند با تقاضای بستگان، قیم یا رئیس حوزه قضایی، ترتیب مقتضی دیگری را برای حضانت کودک اتخاذ کند.

    مواردی که می‌تواند از مصادیق تغییر حضانت باشد عبارتند از:
    1- اعتیاد زیان‌آور به الکل، مواد مخدر و قمار.
    2- اشتهار به فساد اخلاقی و فحشا.
    3- ابتلا به بیماری روانی به تشخیص پزشکی قانونی.
    4- سوءاستفاده از طفل یا اجبار او به ورود به مشاغل ضداخلاقی مانند فساد، فحشا، تکدی‌گری و قاچاق.
    5- تکرار ضرب و جرح خارج از حد متعارف.
    هر یک از پدر یا مادر که مدعی عدم صلاحیت طرف مقابل است، می‌تواند دادخواست سلب حضانت را به استناد یک یا چند مورد از موارد بالا به دادگاه ارایه کند. البته صرف ادعا کافی نیست و باید دلایل قابل قبولی به دادگاه ارایه دهد.
    ممکن است دادگاه موارد دیگری را نیز مشمول موارد عدم مواظبت یا انحطاط اخلاقی دارنده حضانت بداند؛ مانند کار وقت‌گیری که مانع نگهداری شایسته طفل باشد، یا سهل‌انگاری و بی‌توجهی مداوم به سلامت جسمانی یا تربیت اخلاقی طفل که تشخیص آن با دادگاه است.

    * نحوه ملاقات با طفل

    در قانون مدنی تصریح شده است: «هر کدام از والدین که طفل تحت حضانت او نیست، حق ملاقات طفل خود را دارد. تعیین زمان و مکان ملاقات و سایر جزییات مربوط به آن، در صورت اختلاف بین والدین با محکمه است.»

    با توجه به این ماده، هر یک از والدین این حق را دارند که در فواصل معین با کودک خود ملاقات کنند و حتی فساد اخلاقی مادر یا پدر هم باعث نمی‌شود از ملاقات او با فرزندش جلوگیری شود، بلکه تمهیدات لازم برای ملاقات در محیط مناسب و با حضور اشخاص مورد اعتماد اندیشیده خواهد شد.

    پدر یا مادری که حضانت فرزند را بر عهده دارد، نمی‌تواند او را از محل حضانت خارج کند؛ مگر آن‌ که در شرایط ضروری از دادگاه برای انتقال اجازه بگیرد.

    همچنین قانون حمایت خانواده مقرر می‌دارد: «صغیر و مجنون را نمی‌توان بدون رضایت ولی، قیم، مادر یا شخصی که حضانت و نگهداری آن به او واگذار شده است، از محل اقامت مقرر بین طرفین یا محل اقامت قبل از وقوع طلاق به محل دیگر یا خارج از کشور فرستاد؛ مگر اینکه دادگاه آن را به مصلحت صغیر و مجنون بداند و با در نظر گرفتن حق ملاقات اشخاص ذی‌حق این امر را اجازه دهـد. دادگاه در صـورت موافقت با خارج کردن صغیر و مجنون از کشور، بنا بر درخواست ذی‌نفع، برای تضمین بازگرداندن صغیر و مجنون تأمین مناسبی اخذ می‌کند.»

    حال اگر پدر بارها مانع ملاقات مادر با فرزندان شود، مادر می‌تواند موضوع سلب صلاحیت پدر برای نگهداری از فرزندان را در دادگاه مطرح کند.

    مطابق قانون، اگر کسی که حکم حضانت علیه او صادر شده است (پدر، مادر یا شخص دیگر)، مانع اجرای حکم شود یا از پس ‌دادن طفل خودداری کند، دادگاه صادرکننده حکم، او را ملزم می‌کند که فرزند یا فرزندان را به طرفی که حضانت را بر عهده دارد، بازگرداند و فرد، در صورت عدم اجرای حکم، بر طبق قانون حمایت خانواده به بازداشت تا اجرای حکم محکوم خواهد شد.

    در مجموع و در صورت تخلف از شرایط حضانت، طرف مقابل می‌تواند با مراجعه به دایره اجرای احکام دادگاه، برای اجرای حکم و الزام فرد متخلف به اجرای قانون درخواست کند.

    0

    بحث بعدی در رابطه با مجنون بودن قاتل است. فرد مجنون نیز مانند نابالغ مسئولیت کیفری ندارد و اگر مرتکب جرمی مانند قتل گردد؛ مجازات نمی‌شود. هرچند فرد مجنون که اراده یا قوه عقل برای رفتارهای خود ندارد نباید مجازات شود اما اگر حالات و رفتار وی خطرناک بوده و آزاد بودنش باعث اخلال در امنیت و نظم جامعه باشد؛ در این
    حالت وی نباید رها شود و طبق قانون تا زمان بهبودی یا رفع حالت خطرناک در مراکز و بیمارستان‌های روانی مشخصی نگهداری و مراقبت می‌شود.

    نکته مهم در این رابطه ارتکاب قتل توسط مجنون ادواری است.

    اگر مجنون ادواری مرتکب قتل شود برای رفع مسئولیت و مجازات نشدن؛ باید در حالت جنون مرتکب جرم باشد نه در حالت سلامت عقل. تردید در جنون قاتل در زمان قتل نیز از مسائل مهمی است که قضات باید حالت قاتل را تشخیص بدهند. یک معیار مهم، حالت سابق بر ارتکاب جرم است.اگر حالت سابق بر ارتکاب جرم افاقه و سلامت روانی باشد احتمال این‌که جرم نیز در حالت افاقه رخ داده بیشتر است و مرتکب باید جنون خودش را در زمان ارتکاب جرم اثبات کند و اگر حالت سابق، جنون باشد، اولیای دم باید ثابت کنند که قاتل مجنون نبوده تا بتوانند او را قصاص کنند. (ماده 308 قانون مجازات اسلامی)

    جنون آنی(لحظه‌ای)؛ قابل قبول یا غیرقابل قبول

    «خون جلوی چشمانم را گرفت و دیگر متوجه نشدم چه‌کار کردم.» «به حدی عصبانی شدم که نفهمیدم دارم می‌کشمش.» این جملات و جملات مشابه را بارها از افرادی شنیده‌ایم که در درگیری‌ها و دعواها یک نفر را به قتل می‌رسانند. عصبانیت لحظه‌ای که بعد از فروکش کردن، حسرت و پشیمانی بسیاری را به‌همراه دارد. در اصطلاح به این نوع خشم لحظه‌ای که فرد، قبل و بعد از آن همچون افراد عادی است و سلامت روانی دارد و در حالت عادی آن عمل را انجام نمی‌دهد؛ جنون آنی می‌گویند.
    باید بدانیم که اثبات جنون آنی امر بسیار سخت و پیچیده‌ای است و صرف عصبانیت بیش از حد باعث نمی‌شود که فرد برای ارتکاب جرمش مسئولیت کیفری نداشته باشند. بلکه اگر فردی ادعا کند در هنگام جرم دچار جنون آنی شده باید اثبات شود که وی طبق معیار قانون قدرت اراده و یا تمییز و عقل خود را از دست داده تا مجازات از او برداشته شود وگرنه هرچند در عصبانیت زیاد مرتکب جرم شده اما توانایی درک موقعیت خود را داشته و دارای اراده بوده درنتیجه همچون افراد عاقل است و مجازات می‌شود.
    تشخیص این مسئله نیز با قاضی و روان‌پزشکان و روان‌شناسان جنایی است که به قاضی کمک می‌کنند.

    0

    عقدی است که دو عوض دارد و عوضین در مقابل هم قرار می گیرند مانند بیع که ثمن در مقابل مبیع است.وقتی عقد معوض است بین عوضین باید یک رابطه عادلانه موجود باشد یعنی از نظر اقتصادی عادلانه باشد والا مغبون خیار فسخ به لحاظ غبن دارد.

    در عقد معوض طرفین حق حبس دارند یعنی هر یک از طرفین می توانند اجرای تعهد از ناحیه خود را منوط به اجرای تعهد از ناحیه طرف مقابل کند.

    در عقد معوض اگر تعهد یکی از طرفین باطل بود، تعهد طرف دیگر نیز باطل است.فرد الف یک کیلو تریاک به فرد ب داده است که فرد ب برای او اسبی بیاورد. لذا چون تحویل تریاک باطل است تحویل اسب هم باطل می باشد.

    ویژگی عقد معوض:

    1- وجود رابطه عادلانه بین عوضین

    2- داشتن حق حبس توسط طرفین

    3- در صورت بطلان تعهد یک طرف تعهد طرف دیگر نیز باطل است

    4- در عقد معوض عوضین باید معلوم و معین باشند

    5- در عقد معوض تلف مبیع یا عوض قبل از قبض باعث انفساخ عقد است.

    0

    به وسیله هر کسی که باشد صحیح است، حتی اگر خود طرفین صیغه عقد را بخوانند.

    اجرای عقد نیز به هر زبانی که باشد، چنانچه بطور شفاف و متعارف، دلالت بر قصد ازدواج کند کفایت می کند و الزاما نباید به زبان عربی خوانده شود.

    0

    تدلیس یعنی یک سیری عملیاتی را انجام دهیم که باعث فریب دیگری شود،شاید بتوان گفت تدلیس مصداق ضرب المثل معروف طوطی را رنگ کردن و به جای قناری فروختن باشد. (م 438)

    اگر فروشنده خریدار را فریب دهد و تدلیس کند خریدار می تواند معامله را به هم بزند و در مواردی هم که خریدار به جای پول مال معین را به فروشنده می دهد در این صورت اگر خریدار در آن مال تدلیس کند فروشنده حق فسخ خواهد داشت.(م 439)

    0
    صیغه 99 ساله در واقع نوعی از عقد موقت است که مدت زمان آن 99 سال در نظر گرفته می شود. توجه کنید که در واقع صیغه 99 ساله با صیغه 100 ساله و یا 150 ساله تفاوتی نداشته و این لفظ فقط به خاطر استفاده عمومی، مشهور شده است.

    صیغه 99 ساله چیست؟

    ازدواج دائم و موقت، در بسیارى از احکام و مسائل مشترک ‏اند؛ براى مثال در هر دو باید صیغه خوانده شود و تنها راضى بودن زن و مرد کافى نیست و یا صیغه عقد را می‏توانند خود زن و مرد بخوانند و یا دیگرى را وکیل کنند که از طرف آنان بخواند.

    اما در پاره ‏اى از مسائل با یکدیگر تفاوت دارند که برخى از آنها عبارت است از:

    1- ذکر نشدن مهر در عقد دائم، عقد را باطل نمی‏سازد (بر خلاف عقد موقّت).

    2- زن و شوهر در عقد دائم، از یکدیگر ارث می‏برند (بر خلاف عقد موقت).

    3- جایز نیست زن و شوهر در عقد دائم شرط کنند که نزدیکى انجام نگیرد (بر خلاف عقد موقت).

    4- شوهر در عقد دائم باید نفقه زن را بپردازد (برخلاف عقد موقت).

    5- زن در عقد دائم بدون اجازه شوهر نمی‏ تواند بیرون برود؛ ولى در عقد موقت می‏ تواند، مگر آن که باعث تضییع حق شوهر شود.

    6- ذکر مدت در عقد دائم لازم نیست؛ ولى در عقد موقّت باید مدت ذکر شود.

    7- در عقد دائم زن حق هم خوابى دارد (در صورتى که متعدد باشند)؛ ولى در عقد موقت زن حق همخوابى ندارد.

    8- لازم به ذکر است ازدواج موقت و صیغه 99 ساله با کمتر از آن در احکام و مسائل مربوط به آن، تفاوتی ندارد.

    نکات صیغه 99 ساله

    زمان متعه اگر مقداری زیاد مثلا نود و نه سال تعیین شود، بعضی ها آن را باطل می دانند، بعضیها هم می فرمودند تبدیل به دائم می شود و عده ای هم می گویند صحیح است چون ممکن است مدت را ببخشد.

    اما در مورد حداقل زمان متعه؛ باید به حدی باشد که یک لذت جنسی در آن تصور شود.

    حلال بودن ازدواج موقت بستگی به قبول آن از طرف مسلمانان است، مسلمانی که برخلاف قرآن معتقد به حلالیت آن نباشد انجام نمی دهد نه این که حرام باشد و چون شیعیان طبق نظر قرآن و اهل بیت (علیهم السلام) آن را حلال می دانند و انجام می دهند و در هر جای دنیا شیعه صحیح الاعتقادی وجود دارد امکان ندارد ازدواج موقت را حرام بداند.

    ازدواج موقت

    ازدواج موقت به یک شکل نیست و در حقیقت از نظر اسمی«موقت» است چون دارای زمان مشخص و شروط گوناگون است. با توجه به مسئله زمان‌ ازدواج، از ازدواج یک ساعته تا صیغه 99 ساله افراد می‌توانند در این‌گونه ازدواج‌ها، نحوه ارتباط، ‌زمان و میزان آن و البته مبلغی که به عنوان مهریه به زن تعلق می‌گیرد را مشخص کنند.

    این ازدواج، نوعی ازدواج انعطاف‌پذیر است که افراد می‌توانند خود را با آن تطبیق دهند. آن دسته افرادی که نیاز به ازدواج دارند، با این روش می‌توانند علاوه بر رفع نیاز، از مشکلات و گناهان ارتباطات غیر سالم هم رهایی یابند.

    در واقع صیغه 99 ساله باعث می‌شود آن چیزی که در نهان جامعه وجود دارد و به دلیل عدم رعایت شئونات شرعی به زنا بدل می‌شود، جنبه شرعی به خود گیرد و راه گناه را ببندد.

    موضوع ثبت ازدواج در شناسنامه یا سند (چه در ازدواج دائم و چه در ازدواج موقت) یک امر مدنی است، نه شرعی و به همین دلیل، خواندن صیغه محرمیت میان افراد، بسیار مهم‌تر از ثبت آن است.

    تفاوت صیغه 99 ساله با صیغه موقت چیست؟

    صیغه موقت به معنای (ازدواج موقت) است. صیغه موقت به این معنی است که زن و مردی که با هم ازدواج موقت می کنند، فقط تا زمانی که مدت عقد تمام نشده، با هم زن و شوهرند. بعد از تمام شدن مدت دیگر زن و شوهر نیستند، مثلا اگر برای مدت ده روز ازدواج کرده باشند، بعد از ده روز دیگر نسبت به هم محرم نیستند.

    در ازدواج موقت یا همان صیغه موقت رضایت زن و مرد و خوانده شدن عقد و مشخص کردن مهریه و مدت لازم است.

    اگر دختره باکره باشد، به نظر بیش تر مراجع معظم تقلید باید از پدرش رضایت بگیرد.

    طبق ماده 1062قانون‌ مدنی‌: “نکاح‌ واقع‌ می‌شود به‌ ایجاب‌ و قبول‌ به‌ الفاظی‌ که‌ صریحا دلالت‌ بر قصد ازدواج‌ نماید.”

    ازدواج‌ موقت‌(صیغه موقت) که‌ رابطه‌ زوجیت‌ بین‌ زن‌ و مرد در مدت‌ معین‌ است‌ به‌ وسیله‌ عقد محقق‌ می‌گردد و چون‌ عقد ازدواج‌ موقت‌ یکی‌ از عقود است‌ باید علاوه‌ بر شرایط عمومی‌ برای‌ صحت‌ عقد، دارای‌ شرایط مخصوص‌ به‌ خود نیز باشد.

    قصد انشاء در ازدواج‌ موقت‌

    قصد و رضای‌ زوجین‌ در صیغه موقت از شرایط صحت‌ عقد است‌. لذا مرد یا زن‌ یا وکیل‌ آن‌ها که‌ صیغه‌ عقد موقت‌ را می‌خواند باید قصد انشاء داشته‌ باشد یعنی‌ اگر خود مرد و زن‌ صیغه‌ را می‌خوانند، زن‌ به‌ گفتن‌ “زوجتک‌نفسی‌” قصدش‌ این‌ باشد که‌ خود را زن‌ او قرار دهد و مرد به‌ گفتن‌ “قبلت‌ التزویج‌” زن‌ بودن‌ او را برای‌ خود قبول‌ نماید و اگر وکیل‌ مرد و زن‌ صیغه‌ را می‌خواند، به‌ گفتن‌ “زوجت‌ و قبلت‌” قصدش‌ این‌ باشد که‌ مرد و زنی‌ را که‌ او را وکیل‌کرده‌ است‌، زن‌ و شوهر شوند.

    بنابراین‌ اگر زن‌ و مرد راضی‌ به‌ عقد صیغه 99 ساله نباشند یا این که‌ یکی‌ از طرفین‌، مورد اجبار و اکراه‌ قرار گرفته‌ باشد و یا آن که‌ بدون‌ قصد انشاء مثلا به‌ لحاظ شوخی‌ صیغه‌ را جاری‌ نماید، این‌ شرط که‌ از صحت‌ ازدواج‌ موقت‌ است‌ رعایت‌ نشده‌ و باطل‌ می‌باشد.

    در نتیجه‌ اگر زن‌ یا مردی‌ را اجبار به‌ ازدواج‌ موقت‌ با دیگری‌ نمایند که‌ شخص‌ مکره‌ بدون‌ اراده‌، مجبور به‌ پذیرش‌ ازدواج‌ است‌ این‌ ازدواج‌ یا صیغه موقت صحیح‌ نمی‌باشد.

    الفاظ در ازدواج‌ یا صیغه موقت‌

    در ازدواج‌ یا صیغه موقت تنها اراده‌ و رضایت‌ زن‌ و مرد برای‌ تحقق‌ عقد کافی‌ نیست‌ بلکه‌ باید از الفاظی‌ استفاده‌ کرد که‌ قصد طرفین‌ را مبنی‌ بر ازدواج‌ یا صیغه موقت برساند.

    بنابراین‌ معاطات‌ در عقد ازدواج‌ موقت‌ پذیرفته‌ نشده‌ است‌.

    در این که‌ خواندن‌ صیغه‌ ازدواج‌ موقت‌ با چه‌ زبان‌ و الفاظی‌ باشد کافی‌ است‌ که‌ لفظ فارسی‌ باشد و لفظ عربی‌ ضرورت‌ ندارد و صیغه‌ خاص‌ نیز ضرورت‌ ندارد، بلکه‌ همین‌ مقدار که‌ الفاظ، قصد ازدواج‌ موقت‌ را برساند کافی‌ است.

    ایجاب‌ و قبول‌ ازدواج‌ موقت

    ایجاب‌ عبارت‌ است‌ از اعلام‌ قصد ازدواج‌ “موقت” گوینده‌ با مخاطب‌ خود. قبول‌ عبارت‌ از اعلام‌ پذیرش‌ آن‌ امر است‌. ایجاب‌ عموما از طرف‌ زن‌ و قبول‌ از طرف‌ مرد می‌باشد.

    توالی‌ ایجاب‌ و قبول‌: برای‌ این که‌ اراده‌ هر دو طرف‌ در نظر عرف‌ مربوط به‌ هم‌ باشد و فاصله‌ بین‌ ایجاب‌ و قبول‌ امکان‌ توافق‌ واقعی‌ زوجین‌ را بر هم‌ نزند، در ماده‌ 1065 قانون‌ مدنی‌ تصریح‌ شده‌ است‌ که‌:

    “توالی‌ عرفی‌ ایجاب‌ و قبول‌ شرط صحت‌ عقد است‌.”

    یعنی‌ قبول‌ باید در زمانی‌ گفته‌ شود که‌ عرف‌ آن‌ را متوالی‌ و مربوط به‌ ایجاب‌ بداند.

    ایجاب‌ و قبول‌ توسط ولی‌ در ازدواج‌ موقت‌

    ماده‌ 1063 قانون‌ مدنی‌: “ایجاب‌ و قبول‌ ممکن‌ است‌ از طرف‌ خود مرد و زن‌ صادر شود و یا از طرف‌ اشخاصی‌ که‌ قانونا حق‌ عقد دارند.”

    با توجه‌ به‌ ماده‌ 1071 قانون‌ مدنی‌، به‌ نظر می‌رسد منظور از “اشخاصی‌ که‌ قانونا حق‌ عقد دارند” موردی‌ است‌ که‌ ازدواج‌ یا صیغه موقت توسط ولی‌ انجام‌ می‌گیرد و این‌ ماده‌ نمی‌خواهد مورد وکالت‌ را بیان‌ دارد.

    “تعیین‌ زن‌ و شوهر به‌ نحوی‌ که‌ برای‌ هیچ‌ یک‌ از طرفین‌ در شخص‌ طرف‌ دیگر شبهه‌ نباشد شرط صحت‌ نکاح‌ است‌.”

    تعیین‌ مدت‌ در صیغه موقت‌

    ماده‌ 1075 قانون‌ مدنی‌:‌ “نکاح‌ وقتی‌ منقطع‌ است‌ که‌ برای‌ مدت‌ معینی‌ واقع‌‌ شده‌ باشد.” از مفهوم‌ ماده‌ مذکور به‌ دست‌ می‌آید که‌ اگر برای‌ صیغه موقت مدت‌ تعیین‌ نشده‌ باشد، عقد ازدواج‌ صحیح‌ است‌ و آن‌ به‌ عقد دائم‌ مبدل‌ می‌شود.

    اما گفته‌ شده‌ دسته‌ دیگری‌ از فقهاء عقیده‌ دارند که‌ در صورت‌ عدم‌ ذکر مدت‌، عقد ازدواج‌ موقت‌ باطل‌ است‌ و مبدل‌ به‌ ازدواج‌ دائم‌ نمی‌شود زیرا در ازدواج‌ موقت‌ (صیغه موقت) تعیین‌ مدت‌ شرط است‌ پس‌ چنانچه‌ عقد فاقد این‌ شرط باشد باطل‌ است.

    اگر چه‌ قانون‌ مدنی‌ در ماده‌ 1075 قول‌ مشهور فقهاء را پذیرفته‌ است‌ اما به‌ نظر می‌رسد قولی‌ که‌ نظر به‌ بطلان‌ عقد ازدواج‌ موقت‌ در صورت‌ عدم‌ تعیین‌ مدت‌ دارد، صحیح‌ تر به‌ نظر می‌رسد.

    خصوصا اینکه‌ زن‌ و مرد اراده‌ خود را برای‌ صیغه موقت با آثار آن‌ در نظر داشته‌اند و حال‌ آن که‌ در صورت‌ عدم‌ تعیین‌ مدت‌ و مبدل‌ شدن‌ ازدواج‌ موقت‌ به‌ ازدواج‌ دائم‌، موجب‌ ضرر به‌ زن‌ و مرد، خصوصا مرد می‌شود مانند این که‌ مجبور به‌ پرداخت‌ نفقه‌ می‌شود و نیز زن‌ از مرد و بالعکس‌ از همدیگر ارث‌ ببرند و منظور آن‌ها این‌ نبوده‌ است‌.

    ماده‌ 1076 قانون‌ مدنی‌: “مدت‌ نکاح‌ منقطع‌ باید کاملا معین‌ شود.”

    یعنی‌ باید مدت‌ طوری‌ باشد که‌ هیچگونه‌ ابهامی‌ نداشته‌ باشد و آغاز زمان‌ و آخر زمان‌ ازدواج‌ موقت‌ کاملا معین‌ باشد حتی‌ اگر مدت‌ کم‌ باشد مانند یک‌ روز یا یک‌ ساعت‌ و یا مدت‌ ازدواج‌ موقت‌ طولانی‌ باشد مانند سی‌ و چهل‌ سال‌.

    چنانچه‌ در ازدواج‌ موقت‌ (صیغه موقت)، مدت‌ ذکر شود اما اول‌ و آخر آن‌ معین‌ نشود مانند این که‌ مردی‌ زنی‌ را به‌ عقد ازدواج‌ موقت‌ خود دربیاورد به‌ مدت‌ یک‌ سال‌ اما معلوم‌ نکند که‌ آغاز یک‌ سال‌ از چه‌ وقت‌ است‌، بیان‌ شده‌ که‌ ابتداء آن‌ از زمان‌ عقد محسوب‌ می‌گردد، زیرا اطلاق‌ عقد اقتضاء دارد که‌ مدت‌ بلافاصله‌ شروع‌ شود.

    اما برخی‌ دیگر از حقوق‌دانان‌ اظهار می‌دارند “آغاز مدت‌ ازدواج‌ موقت‌، باید پیوسته‌ به‌ زمان‌ انعقاد عقد باشد و نباید جدای‌ از آن‌ باشد و به‌ نظر می‌رسد نظر اخیر صحیح‌ تر باشد.

    سوال: آیا در صیغه 99ساله که در محضر ثبت میشود امکان گذاشتن شروطی مثل شروط ضمن عقد دائم وجود دارد ؟در صورت در دست داشتن صیغه نامه 99 ساله برای تعویض شناسنامه ایی که طلاق در ان ثبت شده میشود اقدام کرد؟
    با توجه به این که برای پاک کردن طلاق و صفحه دوم نیاز به ازدواج مجدد می باشد ایا این ازدواج ثبت شده تاثیری دارد؟

    جواب: بله میتوان شروط ضمن عقد را در آن قید کرد. لذا اگر دختر باکره باشد می تواند برای تعویض شناسنامه اقدام کند در غیر این صورت خیر. لذا اگر ثبت شده باشد بله تاثیر دارد.

    ازدواج موقت یکی از راهکار‌های اسلام برای افرادی است که توانایی ازدواج دائم را ندارند. این افراد می‌توانند با بهره مندی از این حکم الهی با جنس مخالفشان ارتباط برقرار کنند، سطح ارتباط را خودشان مشخص کنند، هر دو نفر تحت پوشش قانون و حمایت قانونی باشند و از طرفی برای این باهم بودن هزینه‌های دائمی و سنگین ازدواج دائم را پرداخت نکنند.

    برای ازدواج موقت باید متن صیغه ازدواج موقت خوانده شود. چگونگی انجام این امر دقیق در رساله احکام مراجع تقلید آمده است. در ادامه متن از کتاب توضیح المسائل آیت الله مکارم استفاده می‌کنیم تا شیوه خواندن متن صیغه ازدواج موقت را بیان کنیم.

    اقسام عقد

    "مساله 2024 ـ به واسطه عقد ازدواج زن و مرد به هم حلال می‌شوند و آن بر دو قسم است:

    1- ازدواج دائم: که همیشگی است و زنی را که به این عقد در می‌آید «دائمه» گویند

    2- ازدواج موقّت: که برای مدّت معیّنی عقد زناشوئی می‌بندند، خواه این مدّت کوتاه باشد یا طولانی و آن را «متعه» و «صیغه» نیز می‌نامند. "

    پس بدین صورت وقتی مدت عقد دو نفر یک مدت معین شده باشد و دائمی نباشد این عقد، ازدواج موقت نام دارد. فرقی ندارد مدت زمان معین شده 2 روز باشد یا 50 سال، در هر دو صورت ازدواج موقت است.

    لزوم خواندن صیغه

    "مساله 2025 ـ در عقد ازدواج خواه دائم باشد یا موقّت، خواندن صیغه لازم است و رضایت طرفین به تنهایی کافی نیست و صیغه عقد را طرفین یا وکیل آن‌ها می‌توانند بخوانند. "

    به منظور صحت ازدواج، متن صیغه ازدواج موقت باید خوانده شود. چنانچه دو نفر تمام رضایت‌های لازم در زمینه ازدواج را داشته باشند، خانواده‌ها از قصد ازدواج آن‌ها باخبر باشند و مراسم جشن هم بگیرند، تا زمانی که متن صیغه ازدواج موقت را نخوانند به یکدیگر محرم نیستند و هرگونه ارتباطی بین آن‌ها حرام است.

    دستور خواندن متن صیغه ازدواج موقت

    "مساله 2031 ـ برای خواندن صیغه عقد موقّت کافی است بعد از آن که مدّت و مهر معیّن شد،

    زن بگوید: «زَوَّجْتُکَ نَفْسِی فِی الْمُدَّهِ الْمَعْلُومَهِ عَلَی الْمَهْرِ الْمَعْلُومِ» (من خودم را به همسری تو در مدّت معیّن با مهر معیّن درآوردم)

    مرد نیز بگوید: «قَبِلْتُ» (قبول کردم)

    یا این که وکیل زن بگوید: «مَتَّعْتُ مُوَکِّلَتِی مُوَکِّلَکَ فِی الْمُدَّهِ الْمَعْلُومَهِ عَلَی الْمَهْرِ الْمَعْلُومِ» (موکّله خودم را به ازدواج موکّل تو در مدّت معیّن با مهر معیّن درآوردم) وکیل مرد نیز بگوید: «قَبِلْتُ لِمُوَکِّلِی هَکَذا» (قبول کردم برای موکّل خودم همین طور). "

    طریقه خواندن صیغه ازدواج موقت

    1. توسط زوجین

    در این شیوه کسی که متن صیغه ازدواج موقت را می‌خواند همان کسی است که به یک طرف از عقد است. زوجین با علم به معانی متن صیغه ازدواج موقت، آن را خطاب به همسرشان می‌خوانند و در صورت قرائت صحیح پس از قرائت به یکدیگر محرم می‌شوند. تمام متن صیغه در این حالت با ضمائر متکلم و مخاطب است. یعنی متن صیغه گویی یک تعهدنامه است که افراد به زبان جاری می‌کنند و همین الفاظ برای هر دو نفر حقوق و تکالیفی در پی دارد.

    2. توسط وکیل

    وکیل گرفتن برای خواندن متن صیغه ازدواج موقت بیشتر برای اطمینان از صحت قرائت متن صیغه است. از آنجایی که فردی که صیغه را می‌خواند باید الفاظ را دقیق و با تلفظ صحیح ادا کند، بسیاری ترجیح می‌دهند صیغه توسط وکیلی خوانده شود که تسلط کافی بر این مسئله داشته باشد. این احتیاط در گذر زمان تبدیل به یک سنت و فرهنگ شد و هم اکنون به منظور رسمی شدن ازدواج موقت و دائم، اجرای مراسم عقد در محضر‌های رسمی و توسط کارشناسان این عرصه انجام می‌شود. متن صیغه ازدواج موقتی که وکیل باید به نیابت از افراد بخواند متفاوت است و معانی آن متناسب با تعهد‌های زوجین تنظیم شده است. وکیل در این میان فقط یک شخص سوم است.

    شرایط صیغه موقت

    ازدواج موقت نیز درست مانند ازدواج دائم شرایط و قواعد مخصوص خودش را دارد. برخی از این شرایط نیز با ازدواج دائم مشترک است. رعایت این اصول و شرایط مستحب نیست و تمامی آن‌ها واجب است. هر گونه خدشه‌ای در این شرایط ممکن است باعث تعلیق حکم ازدواج شود. اکنون به ذکر این شرایط از کتاب توضیح المسائل می‌پردازیم:

    1. صیغه به زبان عربی خوانده شود

    احتیاط آن است که صیغه آن به عربی صحیح خوانده شود، ولی در صورتی که مرد و زن نتوانند صیغه را به عربی بخوانند می‌توانند به زبان خود بخوانند و گرفتن وکیل برای خواندن صیغه به زبان عربی واجب نیست، ولی باید لفظی بگویند که معنی همان صیغه عربی را بفهماند.

    2. متن باید با نیت خوانده شود

    کسی که صیغه را می‌خواند باید قصد انشاء داشته باشد یعنی قصدشان این باشد که با گفتن این الفاظ همسری در میان آن دو برقرار گردد، زن خود را همسر مرد قرار دهد و مرد این معنی را قبول کند، وکیل نیز باید چنین قصدی را داشته باشد.

    3. صحت و سلامت عقلی شرط است

    کسی که صیغه عقد را می‌خواند باید عاقل و احتیاطاً بالغ باشد هر چند از طرف دیگری وکیل باشد.

    4. هدف خواننده باید دقیقا مشخص شود

    ولی یا وکیل در اجرای صیغه عقد باید زن و شوهر را معیّن کند، بنابراین اگر کسی چند دختر دارد، نمی‌تواند به مردی بگوید: «زَوَّجْتُکَ اِحْدی بَناتی» (یکی از دخترانم را به همسری تو درآوردم).

    5. رضایت طرفین شرط است

    زن و مرد باید از روی اختیار به ازدواج راضی باشند، ولی اگر یکی از آن دو ظاهراً با کراهت اجازه می‌دهد، امّا می‌دانیم قلباً راضی است عقد صحیح است.

    6. صحیح خواندن متن صیغه ازدواج موقت شرط است

    صیغه عقد باید صحیح خوانده شود و اگر طوری غلط بخوانند که معنی آن را عوض کند عقد باطل است، امّا اگر معنی عوض نشود اشکالی ندارد.

    7. برای دختر باکره، اجازه پدر دختر واجب است

    اجازه پدر برای دختر باکره ای که قصد ازدواج موقت یا دائم دارد لازم است، بدین معنا که اگر پدر یا در صورت پدر نداشتن دختر، جد پدری دختر باکره اذن ازدواج او را ندهد، نمی‌تواند ازدواج کند و عقد باطل است. البته طبق نظر برخی از مراجع عظام تقلید، دختر رشیده ای که خوب و بد زندگی اش را تشخیص می‌دهد و امورات زندگی اش را مستقلانه به دست گفته است نیازی به اذن پدر ندارد. همچنین دختری که پرده بکارتش را به موجب نزدیکی از دست داده نیز نیازی به اذن پدر ندارد. این نکته نیز باید خاطر نشان شود که کسی که پرده بکارتش به موجب کاری غیر از نزدیکی (مانند پریدن از ارتفاع، ورزش و خود ارضائی) از بین رفته است برای ازدواج موقت یا دائم نیازمند اذن پدر است.

    0
    طبق ماده 1095 قانون مدنی که بر گرفته از قواعد فقهی نیز است، یکی از ارکان مهم عقد موقت، تعیین مهریه است. به این معنا که تعیین مهریه و میزان آن شرط صحت و درستی عقد موقت است و عدم تعیین آن موجب باطل شدن عقد می شود.

    مهریه در ازدواج موقت

    نهاد ازدواج موقت از بدو تاسیس (صدر اسلام) تا کنون همیشه از مسائل شبهه‌ برانگیز و مبهم بوده‌ است. پس از انقلاب و به‌ ویژه در دهه‌ی اخیر، با توجه به میزان بالای جمعیت جوان کشور و دشواری شرایط ازدواج، و عوامل دیگر، ازدواج موقت بدل به یکی از مسائل مطرح جامعه شد.

    در ماده‌ی 1075 قانون مدنی ازدواج موقت در قوانین ایران به رسمیت شناخته‌ شده‌است. شرایط و ارکان اساسی نکاح منقطع (ازدواج موقت) عبارت‌اند از: شرایط صحت نکاح دائم به اضافه‌ی تعیین مدت مشخص و تعیین مهر معین برای زن. موانع ازدواج موقت نیز همان موانع نکاح دائم هستند.

    ماده 1075 قانون مدنی: «نکاح وقتی منقطع است که برای مدت معینی واقع شده باشد.»

    بر اساس قانون مدنی که بر گرفته از قواعد فقهی نیز هست، یکی از ارکان مهم عقد موقت، تعیین مهریه است. به این معنا که تعیین مهریه و میزان آن شرط صحت و درستی عقد موقت است و عدم تعیین آن موجب باطل شدن عقد است.

    ماده 1095 قانون مدنی در این خصوص چنین مقرر نموده است: « در نکاح منقطع، عدم ذکر مهر در عقد موجب بطلان عقد است.»

    بر همین اساس، به موجب عقد موقت نیز زن مالک مهریه می شود و می تواند مهریه اش را مطالبه کند و از این لحاظ تفاوتی میان مهریه عقد موقت و مهریه عقد دائم وجود ندارد.

    مطالبه مهریه عقد موقت ثبت شده

    موقت بودن عقد نباید باعث این تصور شود که زن نمی تواند مهریه خود را بگیرد. در عقد موقت نیز زن به محض عقد مالک مهریه می شود و می تواند هر زمان که بخواهد آن را مطالبه نماید.

    مطالبه مهریه عقد موقت در دو فرض امکان پذیر است. در این گونه موارد مطالبه مهریه در ازدواج موقت هیچ تفاوتی با مطالبه مهریه در ازدواج دائم ندارد.

    فرض اول زمانی است که عقد موقت در دفتر ازدواج به ثبت رسیده باشد. مطابق قانون حمایت خانواده در مواردی مرد ملزم به ثبت صیغه در محضر است. در این حالت دریافت مهریه آسان است و زن می تواند با استناد به سند رسمی مربوط به ازدواجشان مهریه را مطالبه کند. بنابراین، زن با مراجعه به دفاتر ازدواج درخواست صدور اجراییه و ابلاغ آن به شوهر خود می کند.

    در صورتی که مرد در مهلت مقرر مهریه زن را نپردازد، چون زن یک سند رسمی دارد می تواند آن را به اجرا بگذارد که امکان توقیف اموال یا ممنوع الخروج کردن شوهر در این حالت متصور است.

    مطالبه مهریه عقد موقت ثبت نشده

    در صورتی که عقد موقت ثبت نشده باشد و طرفین صرفا به خواندن صیغه محرمیت اکتفا کرده باشند، مطالبه مهریه صرفا از طریق دادگاه به عمل می آید و چون زن سند رسمی برای اثبات صیغه ندارد، لذا باید با استفاده از سایر ادله اثبات دعوا ادعای خود را ثابت کند.

    خانواده هایی که در زمان نامزدی اقدام به خواندن صیغه محرمیت می نمایند باید توجه داشته باشند که چه بسا ممکن است بعد از ازدواج موقت و صیغه محرمیت و اتمام زمان عقد موقت، طرفین یا یکی از زوجین مایل به ثبت ازدواج موقت به ازدواج دائم نباشند.

    با توجه به عدم امکان اجبار جهت عقد دائمی برای هر کدام از طرفین، اگر مهریه ناچیزی تعیین شده باشد، پسر با پرداخت مهریه ذمه خود را بری خواهد نمود و ممکن است مهریه زیادی تعیین شده باشد و دختر اقدام به مطالبه مهریه در ازدواج موقت نماید.

    راه اثبات میزان مهریه در ازدواج موقت در مواقعی که سند رسمی وجود ندارد، شهادت دو شاهد مرد و یا شهادت یک مرد و دو زن می‌تواند راهگشا باشد. البته در این گونه موارد اقرار طرفین مهم ترین مدرک اثبات میزان مهریه در ازدواج موقت می‌ باشد.

    در این حالت اگر مبلغ مهریه تا بیست میلیون تومان باشد، دادخواست مطالبه مهریه در عقد موقت را باید به شورای حل اختلاف داد و در صورتی که مبلغ بیش از بیست میلیون تومان باشد باید برای مطالبه مهریه عقد موقت به دادگاه خانواده مراجعه کرد.

    مهریه بیش از 110 سکه در عقد موقت

    تعیین مهریه بیش از110سکه در ازدواج موقت، قطعا هیچ مانعی ندارد و قابل وصول و مطالبه می‌باشد. تمامی قواعد حاکم بر مهریه در ازدواج دائم و موقت با سند رسمی یکسان است.

    مهریه عندالاستطاعه در عقد موقت

    اما با توجه به این که فلسفه ازدواج موقت موضوع مادی بوده و زنانی که حاضر به ازدواج موقت و صیغه می شوند معمولا مشکل مادی دارند و بخاطر فقر و گرانی بیش از حد و فشار های زیاد وارد بر زندگی زنان تنها و بدون سر پرست این مشکل بوجود می آید. تعیین مهریه عندالاستطاعه با فلسفه ازدواج موقت سازگار نیست و به نظر می رسد قابل انجام و ترتیب اثر دادن نیست.